| M A S T E R M U S I C |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
در طی یک اجراء گاهی لازم میشود که موسیقی لحظه ای ساکت شود و به گفته دیگر درآن لحظه ( مثلا به اندازه دیرند یک سیاه ، یک سفید ویا یک چنگ ) سکوت برقرار شود
و نیز هرگاه صداهای یک آهنگ به صورت بریده بردیده ومقطع اجرا شوند ، ممکن است میانشان سکوت بکار رفته باشد.
نشانه های سکوت ، عیناً مانند نتها ، دارای شکل وارزش های زمانی گوناگون هستند ، وبه گفته روشنتر برابر هر شکل نت ( با زمان کشش آن) نشانه سکوتی وجود دارد.
سکوتها نیز مانند نت ها میتوانند نقطه دار باشند . نقطه سکوت همانند نقطه نت در سمت راست سکوت گذاشته میشود مثلا هرگاه سمت راست سکوت گرد نقطه ای بگذاریم ، ارزش زمانی آن برابر با سه سکوت سفید خواهد بود .
سکوت سفید نقطه دار برابر با سه سکوت سیاه ، وسکوت سیاه نقطه دار برابر با سه سکوت چنگ خواهد بود.
| لینک |
علیرضا بلوری
بالاخره بعد از مدتها گوشمان به صدایی دلنشین وپرحجم آشنا شد!
علیرضا بلوری را میگویم! جوانی که پا در مسیر بزرگان گذاشته وبه حق هم لیاقتش کمتر از این نیست.
البته من هنوز علیرضا بلوری را نمیشناسم فقط قبل از انتشار آلبوم "بامن خطر کن" در خدمت جناب آقای قنبری مدیر "استودیو ترنم نی"بودم که ایشان در معرفی کارهای انجام شده در استودیو لحظاتی این آلبوم رابرای من پخش کردند و من همانجا هم مبهوت صدای زیبا وتکنیک بالای خوانندگی علیرضا بلوری شدم .
حالا هم که سه چهار ماه از آن قضیه میگذرد واین آلبوم به تازگی به بازار عرضه شده ، دوباره که بادقت بیشتری صدای علیرضا بلوری را میشنوم ، به این نتیجه میرسم که صداهای ماندگار در اولین نت ها شناخته میشوند.
صداهائی که بدور از ضعف و "شامورتی بازیهای تکنولوژیک"(به قول استاد همایون مشیری اخباری)به نقش خواننده در موسیقی ارزش می بخشند.
به علیرضا بلوری تبریک میگوئیم و امیدواریم همچنان با دقت وممارست قبل، به کارشان ادامه دهند.
هرچندکه در موسیقی وتنظیم این آلبوم اشکالاتی وجود دارد، ولی قدرت مانور علیرضا بلوری در خوانندگی ، نقاط ضعف بخشهای دیگر رابخوبی پوشش میدهد.
بهرحال توصیه میکنم آلبوم با من خطر کن را باصدای علیرضا بلوری حتما بشنوید البته این توصیه من برای آنهائیست که بدنبال شنیدن موسیقی خوب هستند.
| لینک |
صدا از نظر یک موسیقیدان و تا آنجا که در بحث تئوری موسیقی به بررسی آن پرداخته میشود ، دارای مشخصه های زیر است :
* نواک ( زیری وبمی)
* دیرند
* شدت
* طنین ورنگ
نواک
روشن است که صداهای موسیقایی میتوانند در سطح های مختلف زیری یا بمی حاصل شوند ، مثلا میدانیم که صدای اصلی مردان از صدای زنان یا کودکان کلفت تر وبمتر است. در موسیقی صداهای زیر را اصطلاحا بالا وصداهای بم را پائین میگویند
دیرند
دیرند یعنی زمانی که هر صدای موسیقیایی ادامه می یابد. واضح است که یک آهنگ موسیقی از صداهایی تشکیل شده که غالبا ارزش متفاوت زمانی دارند ، یعنی بعضی کوتاهتر وبعضی کشیده ترند. در خط موسیقی دیرند های متفاوت اصوات را با شکل هائی مشخص میکنند که تفاوت زمانی آنها مشخص گردد.
شدت
اصوات موسیقی ممکن است نسبت به هم ضعیف تر یا قوی تر باشند، مثلا اگر کلید پیانو را آرامتر بنوازیم صدای نرم تر واگر محکمتر بنوازیم صدائی قدرتمندتر خواهیم شنید. در خطوط موسیقی برای شدت نیز علائمی خاص را بکار میبرند که هر موزیسین دیگری با دیدن این علائم پی به تنوع شدت در نت ها ببرد.
طنین ورنگ
صداها از نظر طنین ورنگ یا شخصیت صوتی نیز میتوانند باهم متفاوت باشند، در واقع به علت رنگ صدای هرساز است که نت مشابه آن را در سازی دیگر تشخیص میدهیم. رنگ صوت در صدای انسان نیز متفاوت است ، بهمین دلیل است که صدای دوستی را حتی وقتی او را نمیبینیم از افراد دیگر تشخیص میدهیم.
| لینک |
آنچه در زیر میآید جمع بندی تجربیاتی است که میتواند بعنوان مرجع ومنبع برای آهنگسازی وتنظیم مورد استفاده قرار گیرد. نکاتی که همیشه یک اهنگساز وتنظیم کننده با آن دست به گریبان است .
الف : شیوه های شروع کردن یک قطعه
1- شروع ناگهانی
2- به تدریج داخل شدن
3- شروع با یک الگوی آکومپانیمنت
4- یک قسمت مخصوص مقدمه
ب : شیوه های خاتمه دادن به یک قطعه
1- ایست ناگهانی
2- سقوط موسیقی
3- به تدریج محو وکند شدن
4- یک ساز یا صوت آوازی برروی یک نت طویل بماند وخاتمه را نشان دهد
5- با یک قسمت بخصوص پایانی خاتمه یابد
ج : ساختار قطعه
1- به صورت چند قسمتی
2- موسیقی متداوم
3- گسترش تا رسیدن به اوج
د: شیوه های تداوم قطعه
1- واریاسیون ( تغییر )
2- تکرار
3- ایجاد تضاد
ه : اشکال ملودی
1- تکرار مداوم یک نت
2- افزودن نتها در هر دو طرف یک نت
3- استفاده از شکل موجی
4- استفاده از شکل نزولی
5- استفاده از شکل منحنی
6- استفاده از شکل صعودی
و: ساختن ملودی ، میتوانید یک ملودی را از عوامل زیر بسازید:
1- از هر نوع گام
2- از یک آکورد یا یکسری آکورد
3- ساختن نتهائی که خط فرضی ملودی یا طرح گرافیکی تصور شده شما را دنبال کند
4- شانسی وغیر قابل پیش بینی
5- به وسیله ترکیب فواصل چسبیده وپرشها
6- بوسیله پرکردن فضاهای بین نتهای طولانی
ز : تنظیم ملودی
1- افزودن پدال
2- افزودن آکورد
3- استفاده از یک ساز برای اجرای مقدمه وخاتمه وبا آکومپانیمان ساده
ح : تزئینات
1- نتهای زینت تکی یا گروهی
2- نتهای تکیه یا آرپیجیاتور
3- اشکال پیچشی
4- نتهای تکراری
5- لغزش وپرکردن فاصله بین نتها
6- ریز یا تریلها
د : بافتهای قطعه
1- یک ملودی با هارمونی ساده
2- یک ملودی باهارمونی پیچیده
3- یک ملودی همراه با پنجمهای موازی یا دیگر فواصل موازی
4-استفاده از مناطق بم هارمونی ها
5- ملودی های متعدد همزمان ( پلی فونی یا کنترپوآن)
6- هر سازی نسخه های مختلفی از یک ملودی را دارد ( هتروفونی)
همه اینها نکاتی است که یک آهنگساز و تنظیم کننده حین خلق اثر خود میبایست آنها را رعایت کند. این پارامتر ها باید درآهنگسازی لحاظ شود و گرنه قطعه ، روش مدار تولید نشده وحتما در بعضی از این نکات به آن ایراد وارد است.
| لینک |
موسیقی کلاسیک از سه لایه ملودی ، هارمونی ، باس و یا به عبارت ساده تر از دو لایه ملودی وهارمونی تشکیل شده است .
از توالی صداهای موسیقی یا نغمه ها با استفاده از فاصله های متصل ومنفصل و پائین رونده و بالارونده که رشته واحدی از نغمه ها را به ترتیبی ویژه وموثر تشکیل میدهند ، ملودی حاصل میشود.
در ذهن برخی افراد موسیقی همان ملودی است ، البته قسمت بسیار مهم یک قطعه ، ملودی آن قطعه است که در طول زمان با حرکات بالارونده وپائین رونده خود ، آهنگ را قابل شنیدن ساخته و قسمت دیگر که به نظر من مهمتر از خود ملودی است ، هارمونی قطعه است که بصورت عمودی وبطور همزمان ، مانند سایه ، ملودی را تعقیب کرده و پستی وبلندی های موسیقی را جبران و اگر تاکیدی وجود دارد در شکل گیری آن کمک میکند.
موتیف مانند یک سلول زنده در بدن جانداران است یعنی کوچکترین واحد دارای نغمه مختلف با وزن مشخص .
تمام موسیقی از موتیف شکل میگیرد : ریتم / ملودی / هارمونی
موتیفها گسترش پذیرند و از تکرار آنها میتوان نیم جمله ، جمله و حتی قطعه درست کرد. موتیف در وحدت بخشی به یک قطعه نقشی انکار ناپذیر دارد.
قواعد موسیقی به ما اجازه میدهد که فقط با تکرار موتیف جمله موسیقیائی نسازیم بلکه با تکرار وارونه قرینه یک موتیف و بسیاری حالات ریاضی دیگر تولید آهنگ را انجام دهیم.
تغییرات در موتیف فقط به این ختم نمیشود ، میتوان با اضافه کردن سرعت موتیف ( یعنی اجرای همان موتیف در نصف یا یک چهارم زمان قبلی ) موتیف را کوتاه یا بلند نمود که تغییرات موتیف نام دارد ودر ساخت موسیقی فیلم بسیار کاربرد دارد و ایجاد تنوع در آهنگسازی
چون موسیقی هنری ، زمانی است و نغمه های تشکیل دهنده آن یکی پس از دیگری میآیند و درموقع شنیدن قسمتهای بعدی آن، قسمتهای قبلی شنیده نمیشوند ، یکی از اصول زیبائی شناسی را دراینجا استفاده میکنند که آن تکرار موتیف یا نغمه است که البته در تمامی هنرها تکرار وجود داشته ودارد و البته تکرار با تنوع نیز به قطعه شور وحال بهتری میبخشد.
بعنوان مثال وقتی قرار شد نغمه ای که تشکیل شده از سازهای پیانو و کلارینت ، را در تکرار آن بشود سازی دیگر مثل ویولون را به آن اضافه کرد تا تکرار خسته کننده نباشد.
| لینک |

