| M A S T E R M U S I C |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |

بازگشت خشایار اعتمادی
به روزهــای خـوب
نقد و بررسی آلبوم باید به تو برگردم
با صدای خشایار اعتمادی
آلبوم جدید خشایار اعتمادی نیز به بازار آمد. شنیدن این آلبوم غنیمتی بود در آشفته بازاری که گریبان موسیقی پاپ را گرفته است. البته احساس شخصی من این است که باید از ابتدا از روزبه بمانی و سپس از بهروز صفاریان ممنون بود که نقشی انکار ناپذیر در تولید اینگونه آثار دارند. امیدوارم که روزبه بمانی ها و بهروز صفاریان ها در موسیقی ما بیشتر شوند. بهتر است دلیل این امیدواری را در نقد قطعات جستجو کنیم:
· دلت می خواد کی باشم
قطعه با اورتورمدرن و کوتاهی از سوال و جواب گیتار کلاسیک و الکتریک آغاز می شود. ملودی آغازین کلام، مرا به یاد یکی از آهنگهای شهریار قنبری می اندازد. در ادامه کلام کماکان گیتار ها باهم ادامه می دهند. خیلی زود به ترجیع بند می رسیم که می خواند: اگه کهنه م بگو نو شم.... سپس در ادامه خلاصه ی ملودی ابتدایی را می شنویم که تکنیک جالبی است. در قسمت بعدی که می خواند : تو چشمات اینو می خونم که از این عشق ترسیدی... احساس می شود که ملودی این قطعه کمی شتابزده است. چرا که تاکیدها و آکسان های کلام در موسیقی لحاظ نشده است. این مسئله در این قسمت کاملا مشهود است: اگه دنیا به کامت نیست... ملودی بدون توجه به ترانه، کاملا یک سیر پلکانی را همراه با موتیفهای تکراری ادامه می دهد. گرچه از تنظیم زیبا و دلنشین این قطعه نمی توان ساده گذشت. انتقاد دیگری که به این قطعه وارد است این است که در انتخاب ترجیع بند کمی اشتباه صورت گرفته. چراکه به لحاظ زیبایی شناسی قله ی دراماتیک قطعه در همان ابتداست که می خواند : اگه کهنه م بگو نو شم اگه پیرم جوون می شم... بنظر من انتخاب فرم تنظیم نیز کمی اشکال دارد. در تنظیم دوبار کل کار تکرار شده است و در انتها نیز کمی تکنوازی ویلون می شنویم. شاید اگر زمان قطعه را به 3 دقیقه کاهش می دادیم و با تاکید روی ترجیع بند ها قطعه ی زیباتری می شنیدیم.
· مـدارا
باز آغازگر قطعه گیتار است که ملودی کم کاری را می نوازد در ادامه استرینگ قطعه را تا ابتدای قسمت خواننده ادامه می دهد. اورتور کوتاه قطعه جزو نقاط قوت قطعه است. خواننده می خواند : نشستم کنارت عذابم بدی... با شنیدن این جمله حال و هوا و موضوع کلی ترانه احساس می شود. نقش ساز کمانچه کمی بنظر نچسپ می آید. این ایراد فقط در قسمت هایی است که کمانچه همراه با خواننده می نوازد. کمی احساس بی برنامگی در تنظیم می کنم. این قضیه اصلا در استفاده از گیتار وجود ندارد. کاملا مشخص است که ساز گیتار کاملا با برنامه و حساب شده در قطعه حضور دارد ولی کمانچه فقط در قسمتی که بهمراه گیتار ملودیی شبیه تم های آذربایجانی می نوازد قابل درک است. هرچند قابل درک است که ساز کمانچه بخاطر احساس غریبانه ای که ترانه هست مورد استفاده قرار گرفته اما چه خوب بود با برنامه تر ازاین ساز استفاده می شد.
در قسمتی که خواننده می خواند: ببین اسمتو تا صدا می کنم... صدای خوبی از خواننده می شنویم و کاملا مسلط است و دینامیک ملودی و تنظیم را بخوبی درک کرده است. این قضیه در قسمت همین بودن تو نیاز منه ... و دارم روز و شب زمزمه ات می کنم نیز کاملا محسوس است.
· بـن بـست
با پاساژ زیبایی از هارپ و ملودی زیباتری که با بوزوکی نواخته می شود اورتور را می شنویم. ریتم قطعه با این که کمی تکراری و ساده است اما با موتیف ملودی ها سازگاری دارد و کاملا با ملودی در هم پیچیده شده است. خواننده شروع به خواندن می کند: به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه... ملودی زیبایی می شنویم در ادامه استرینگ زیر صدای خواننده اضافه می شود که سیر صعودی قطعه را طی می کند. در حالیکه ملودی مربوط به خواننده پائین رونده است. در ادامه مجددا با پاساژ هارپ و همراهی بوزوکی وارد ترجیع بند می شویم. با اینکه ریتم تغییر چندانی نکرده اما ملودی کاملا حس ترجیع بند را به شنونده می دهد. نکته جالب همراهی بهروز صفاریان در فواصل سوم بالارونده و و پائین رونده است که احساس می شود بخاطر تاکید ها و آکسان هایی است که در ترانه وجود دارد.
البته لازم بذکر است که این قطعه را قبلا بهروز صفاریان بعنوان تیتراژ برنامه شب شیشه ای با نام شک خوانده بود که اکنون با ملودی و تنظیم جدید توسط خشایار اعتمادی خوانده شد.
· مرودنه تمومش کن
قطعه شروعی رمزآلود دارد که گیتار الکتریک در فضایی وهم آلود تکنوازی می کند. در همین قسمت خواننده شروع به خواندن می کند: مردونه تمومش کن... در ادامه گیتار ملودی اصلی را می نوازد که الگویی کاملا اسپانیولی دارد. نکته بعدی هم این است که ملودی در دو جمله اجرا می شود که در پایان جمله دوم فرودی ناقص را می شنویم و تغییر آکورد ناگهانی از ماژور به مینور در آنجائیکه می خواند: باعشق برو وقتی.. با عشق نمی مونی..
در ادامه باز ملودی گیتار را می شنویم که البته زیبا هم هست... اما در انتهای جمله دوم گیتار دیگر آن شتابزدگی قسمت بالا را نمی شنویم چون اولا یک میزان پاساژ بین دو قسمت گذاشته شده است و هم با ملودی دیگری ترکیب شده و اتفاقا ترکیب زیبایی نیز شده است. خواننده در قسمت : باید یه نفر از ما از خاطره ها رد شه... خواننده باز هم درک بهتری از سایر قسمت های ترانه دارد و این قسمت را دلنشین تر خوانده است. سپس ترچیع بند مردونه تمومش کن را می شنویم و در ادامه ملودی گیتار که این بار با گیتار الکتریک نواخته می شود به نظر من قطعه کمی طولانی شده است و لزومی به ادامه بیشتر قطعه نبود.
· رفتن تو
این قطعه که بنظر من بهترین قطعه در این آلبوم است با ملودی زیبای گیتار آغاز می شود. پس از این اورتور کوتاه خواننده در فضایی همراه با Pad می خواند: رفتن تو نمی تونه مرگ این خاطره ها شه... مجددا و در ادامه ریتم به همان ملودی اضافه می شود که البته با ترانه ای متفاوت خوانده می شود. در ادامه سیر تکاملی ریتم را می شنویم همانجائیکه می خواند : رفتن تو یه طلوعه تا تمامتو ببینم.. در این قسمت، متن ترانه نیز نکته ی جالبی دارد که همراه با ملودی لحظه ی جدیدی خلق شده است. در این قسمت که می خواند: رفتن تو یه طلوعه تا تمامتو ببینم، ریشه کن تو باور من ، من زمینم... قائدتا می بایست چند هجا هم وزن " من زمینم" به ادامه اضافه می شد که ترانه سرا با هوشمندی این قسمت را با ساختار نیمایی سروده است. قسمت بعد هم همین طور است که می خواند : سهم من از تو همین بود، پای عشق تو بشینم... تو چه باشی چه نباشی من همینم....
استفاده از فاصله سوم صدای خواننده در ترجیع بند نیز به زیبایی کار کمک کرده است. در ادامه قطعه با ملودی گیتار فرود می آید. در کل فراز و فرود های قطعه هوشمندانه دیده شده. مجددا خواننده قسمت : مرز دریای تو بامن پر نمیشه با سرابم... را می خواند. در ادامه استرینگ به قطعه اضافه می شود که علیرغم حضور کمرنگش شیرینی خاصی به قطعه داده است.
· گلایه
آغازگر این قطعه نیز اورتور زیبایی است گیتار می نوازد. در ادامه خواننده می خواند: یه وقتایی یه جاهایی... که همراهی پیانو الکتریک با ریتم فضای خوبی ایجاد کرده است. در جمله ی بعدی استرینگ هم به قطعه اضافه می شود که بنظر من حضوری ناپخته دارد چرا که همراه با موتیف خواننده ملودی خود را می نوازد. در صورتیکه می بایست جاهای خالی را پر کند. در کل ملودی کم کار و حوصله سر بر است و فقط تکنیک های ماهرانه نوازندگی گیتار الکتریک که گهگاهی خودی نشان می دهد و گیتار کلاسیک شنونده را پای شنیدن این قطعه نگه می دارد.
· باید به تو برگردم
قطعه شروع زیبا و غیر قابل پیش بینی دارد. ساز سنتور آغازگر قطعه است. البته بهروز صفاریان قبلا هم از این ترکیب استفاده کرده بود. اما باز هم شنیدنش خالی از لطف نبود. حضور استرینگ بشکل پد و همراهی گیتار الکتریک و کلاسیک تلفیق زیبایی ایجاد نموده است. هارمونیکهایی که توسط کر اجرا شده هم منحصر به خود بهروز صفاریان است که فقط در قطعه ما عاشق هم بودیم سعید شهروز چنین ترکیبی را شنیده بودیم. پس از اورتور نسبتا طولانی خواننده با ریتم شروع به خواندن می کند : نه دست خود من نیست... در اینجا کاملا تفاوت کار مشخص می شود. چرا که آکسان های ترانه کاملا شاخص و قابل انتفال به شنونده هستند. مثلا در قسمت : من دور تو می گردم. کاملا حسی متفاوت از ریتم کلی قطعه را می شنویم که بر اثرگذاری این کار افزوده است. البته استفاده هوشمندانه از لایه های صوتی متفاوت که هر از چندگاهی خودنمایی می کنند و سپس در پس زمینه ادامه می دهند نیز جزو نکاتی است بهروز صفاریان را بهروز صفاریان کرده است. البته حیف که بعضی جاها مثل : یک ثانیه آتیشی، یک ثانیه بارونی صدای خواننده Tune شده و لذت بخشی کار را کم کرده است. اینجا هم نباید از متن زیبای ترانه گذشت علی الخصوص در همین قسمت ترجیع بند که می خواند : یک ثانیه آتیشی یک ثانیه آرومی اینقدر ازت دیدم دریا رو بسوزونی... خورشیدو بکش سمتت، تو این شب تکراری، دنیا رو نمی دونم، تو جاذبه شو داری... که در قسمت جاذبه شو داری نیز آکسان های موسیقی در جهت درک مفهوم ترانه کاملا منتقل می شوند. در انتها هم خواندن ترجیع بند با کر شکل جالبی از ترانه را به ما می دهد.
· یک نفر هست
قطعه برخلاف معمول با صدای فلوت ریکوردر آغاز می شود که حس جدیدی در شنونده ایجاد می کند. خواننده شروع به خواندن می کند : همین که بامنی یعنی هنوزم .... ملودی آرام و بدون شتابزدگی پیش می رود. در جمله ی دوم ریتم هم به ملودی اضافه می شود. همراهی های فلوت ریکوردر هم بجا و هوشمندانه است. در قسمت ترجیع بند نیز همان ریتم را می شنویم که بنظر من بهتر بود عنصر دیگری به ریتم اضافه می شد تا از تکراری بودن در بیاید. در کل احساس آرامش از قطعه دریافت می شود و درک آهنگسازو تنظیم کننده از ترانه کاملا درست بوده است. قطعه اصلا خسته کننده نیست. اما مسئله اصلی خواننده است که احساس می شود آن احساسی را که می بایست منتقل کند نتوانسته منتقل کند. احساس می شود که فقط ترانه روی خط ملودی خوانده شده و احساسی که می بایست را در صدای خواننده نمی شنویم.
· و در آخر:
یکی از نقاط قوت این آلبوم کوتاه بودن اورتور ها بود که در عین زیبایی احساس فرود ناگهانی را هم نمی دادند. امیدوارم که این روند را در سایر قطعات پاپ نیز بشنویم.
ترانه های زیبایی روزبه بمانی و ملودی و تنظیم های منحصر بفرد روزبه بمانی و کیفیت بالای نوازندگانی که در قطعات نواخته بودند نیز از نقاط قوت آلبوم بشمار می رفت.
خشایار اعتمادی نیز به نظر من بعد از آلبوم دلشوره این بهترین آلبومش بود. کیفیت خوانندگی خشایار اعتمادی نیز در آلبوم فراز و فرود داشت و احساس می شود که ناظرین ضبط در این قضیه دخیل باشند.
به خشایار اعتمادی تبریک می گوئیم که در این بازار نابسامان موسیقی پاپ که عمدتا تولیداتی مصرفی دارند، جسارت تولید آلبومی فاخر را به خود داده است.
| لینک |

تعریف موسیقی جاز:
جازموسیقی سیاهان آمریکائی است. جاز در سال 1912 در اورلئان، جنوب آمریکا متولد شد و به مرور و بخصوص بعد از جنگ جهانی دوم در سراسر امریکا و اروپا بسط و گسترش یافت. لفظ جاز را به تحریک یا تحریک کننده تعبیر می کنند و عده ای ریشه آن را از نام چند تن از نوازندگان و خوانندگان سیاه پوست مانند جس، جاسبو، چارلز و غیره می دانند. ( این گروه اولین ارکستر های جاز را راه اندازی کردند.)
انواع موسیقی جاز
موسیقی جاز شامل حدود ده قسم یا دسته اصلی است که هریک خصوصیات ویژه خود را در بر می گیرند که اهم آنها عبارتند از :
1- جاز بلوز :
تاریخ شروع بلوز به سال 1870 باز می گردد. این کلمه به معنی محزون بوده است. این موسیقی با توجه به وضع اجتماعی و فرهنگ خاص بومیان آمریکائی به وجود امده و زاییده افکر و عواطف و خصوصیات زندگی اجتماعی آنها بوده است. آواز بلوز غالبا برای تجسم و ابراز احساسات درونی بکار رفته و جنبه غم انگیزی دارد.
2- جاز کلاسیک:
این نوع جاز از سه مکتب اصلی تشکیل یافته که عبارتند از : نیو اورلئان، دیکسلند و شیکاگو استایل
3- جاز سوئینگ:
موسیقی جاز بارها تغییر کرده است. یکی از تغییرات مهم که منجر به ابداع سوئینگ شد مربوط به سال 1929 بود. در ان موقع پل وایت من آثار جدیدی را اجرا نمود. او با تلفیقی از موسیقی کلاسیک و جاز سوئینگ را ابداع نمود.
4- جاز بیوپ:
این نوع موسیقی که جزء جاز مدرن محسوب می شود نوعی از موسیقی سیاهان است که در عین حال نمودار محرومیتهای اجتماعی انان است.فراز های کوتاه که در آخر، یک حالت شلوغ کادانسهای پائین رونده نامطبوع پیدا می کند و بخوبی نشانگر حالات روحی سیاهان است. ابداع این نوع جاز متعلق به چارلی پارکر نوازنده پیانو و ساکسیفون امریکایی می باشد.
5- کول جاز:
در حدود سالهای 1950 سفیدپوستان آمریکایی با استفاده از نتهای ملودیک و هارمونیک سیاه پوستان مکتب جدیدی را در موسیقی جاز ابداع کردند. هارمونی آن بیشتر از موسیقی اروپایی الهام گرفته و سبک آن دارای ضربهای آرام و صدایی ملایم تر از سبکهای قبلی بود.
6- پروگرسیو جاز:
این سبک از مکاتب مدرن جاز است و بانی آن استیو کنتن بوده است. این موسیقی در اثر تمایل مردم از رهایی موسیقی جز به سبک رقص بود. تغییراتی که در این موسیقی داده شد وارد کردن ضربها و فرزهای ضربی متنوع و تغییر حالت ملودی بود و بیشتر مواقع کادانسهای طولانی بالارونده داشت.
7- وست کاست جاز:
همزمان با تحول موسیقی کول جاز این نوع موسیقی در سواحل غربی آمریکا به وجود آمد. این سبک کاملا متمایز از دیگر سبکها بوده و ارکستر بزرگتر و سازهای جدیدتر از محاسن ان بشمار می رود.
8- ایست کاست جاز:
این سبک در شرق آمریکا بوجود آمد.بانیان آن کلیفورد، براون و سیلور بودند که با وارد کردن سنتهای قدیمی در جاز بیوپ آن را دچار دگر گونی کردند.
9- سول جاز
سول جاز یا فانکی به معنای غم به همراه خشم و آشفتگی است. سبک سول می خواهد محیط فلاکت بار شیوه نیواورلئان را برملا کند.
10- ریتم اند بلوز:
به نوعی موسیقی جاز اطلاق می شود که سیاهان شیکاگو آن را بوجود اوردند و از صورت بلوزهای گیتار دهه سی آمریکا بصورت تکامل یافته ارکستری درآوردند. امروزه این نوع جاز بیشتر با سازهای الکترونیکی اجرا می شود.
| لینک |
در آغاز کلمه بود، و کلمه نزد خدا بود
کلمه Universe (به معنای جهان) که در زبان انگلیسی برای توصیف بینهایت و فضای لایتناهی به کار می رود از دو جزء UNI به معنی یک و Verseبه معنی آواز ساخته شده است؛ جهان یعنی یک آواز. به تازگی دانشمندان علم ستارهشناسی، بعد از تحقیقات وسیع و طولانی، به این نتیجه رسیدهاند که آفرینش نه با یک انفجار عظیم (به نام بیگ بنگ) که با نوایی آرام آغاز شده است. نوایی که به تدریج منتشر شده و اکنون در تمام فضا جریان دارد. محققان در دانشگاه کمبریج نیز دریافتهاند که خورشید کهکشان پرسیوس آوازی خاص و ریتمیک میخواند. (1) اصوات و نواها نه تنها در اعماق فضا، بلکه در مولکولها و اتمها نیز یافت شدهاند. دکتر دیوید دیمر (2) زیست شناس و سزوان ژاندر (3) موسیقی دان، سراع شگفتانگیزترین مولکول حیات یعنی DNA رفتهاند. این ایده کهDNA و موسیقی ممکن است با یکدیگر مرتبط باشند برای اولین بار توسط دکتر سوسومواوهنو (4) مطرح شد. DNA نردبانی مارپیچ است که از یکسری رمز تکرار شونده تشکیل شده است. رمزهایی که با ترجمه بخش اندکی از آن، پروتئینها و در نهایت موجودات زنده شکل میگیرند. DNA زبان رمز مشترک در بین تمامی موجودات زنده روی کره زمین میباشد، در آغاز حیات تاکنون، و راستی این زبان مشترک چه میگوید؟
در هر موجود زنده آهنگی ویژه نوشته شده است و در تمام هستی، همه مشغول نواختن آهنگی منحصر به فرد هستند.
در انسان، هر ژن (و پروتئین مربوط به آن) خود، آهنگی پیچیده میسازند و بدین سان، هر انسان تبدیل به کنسرت باشکوهی میشود، در حالیکه خود در کنسرت آفرینش یک آهنگ است
دکتر دیمر و ژاندر، در طی آزمایشات علمی و با ثبت ارتعاشات مولکول DNA به وسیله اسپکترومتر مادون قرمز و تبدیل فرکانسها به نت موسیقی، سعی کردند این زبان مشترک را به صوت ترجمه کنند.(5) و حالا سؤال این است: آیا این اصوات و نتها، ملودیک و آهنگین هستند و یا DNA تنها مجموعهای نامنظم و تصادفی از صدا و فرکانسهاست؟
آنها فرکانسهای DNA یک سلول را به نت ترجمه کرده و شروع به نواختن کردند. نتیجه شگفتانگیز بود، یک موسیقی بسیار زیبا!
ژاندر در این رابطه میگوید: «برخی از این ترکیبات فرکانسها، بسیار حیرتانگیز بودند. با شنیدن آنها من به موسیقی زندگی خودم گوش میدادم.
بسیاری از افرادی که به موسیقی DNA گوش دادند، کاملاً هیپنوتیزم و مسحور شدهاند و بسیاری دیگر نیز ساعتها گریستهاند. برخی دیگر اذعان کردهاند که این موسیقی نوایی از درون آنهاست و آنهایی که با موسیقی کلاسیک آشنایی داشتند به شباهت موسیقی DNA با آثار نوابغی چون باخ، برامز، شوپن و…اشاره کردهاند.
دکتر اوهنو در این باره می نویسد: «ملودی های DNA با عظمت و الهام بخش می باشند. بسیاری از افرادی که برای اولین بار این موسیقی را می شنوند، شروع به گریه می کنند. آنها نمی توانند باور کنند که بدنشان – که تا حالا اعتقاد داشتند فقط تجمعی از مواد شیمیایی است – شامل چنین هارمونی های معنوی و الهام بخشی باشد.
نه تنها می توان با DNA موسیقی ساخت، بلکه حتی امکان معکوس کردن فرایند نیز ممکن است. به بیان دیگر شما یک بخش از موسیقی را برداشته و نت ها را به واحدهای سازنده DNA (نوکلئوتیدها) برمی گردانید . در پایان نتیجه شبیه یک رشته از DNA می شود. اوهنو تلاش کرد تا با قطعه شوپن این کار را انجام دهد. در پایان نتیجه شبیه یک ژن سرطانی شد!
دانشمندان از نتایج این یافته ها در تحقیقات پزشکی نیز استفاده کرده اند. اگر شما هم اهمیت دنبال کردن این آواها را بدانید ممکن است به این نتیجه برسید که با بررسی دی ان ای در تریلیونها سلول بدن و دانستن نوسانات آنها شاید راهی برای بیش از پنج میلیون نفری که از سال 1990 مبتلا به سرطان تشخیص داده شده اند، پیدا شود. فابین مامن یک متخصص بیوانرژی است که با کمک هلن گریمال بیولوژیست و موسیقی دان، بیش از یک و نیم سال بر روی افکت های سلولهای سرطانی در مرکز ملی فرانسه که یک مرکز معتبر تحقیقات اند است کار کرده اند. آنها به این نتیجه رسیده اند که سلول های بافتهای سرطانی صداهای مغشوش و ناهنجاری تولید می کنند.
و علاوه بر این در آزمایشات بسیاری ثابت شد که قرار گرفتن سلولهای سرطانی در معرض صداها و امواج صوتی، تغییراتی اساسی در آنها ایجاد می کند،صداهایی که آوادرمانی را به عنوان یک پتانسیل قوی درمانی برای این نوع بیماریها و موارد بسیار دیگری مطرح می کند. مامن همچنین تحقیقاتی را بر روی دو بیمار مبتلا به سرطان سینه دنبال کرده است. هر خانم به مدت سه ساعت در روز در طول دوره یک ماهه تحت آوادرمانی (موسیقی درمانی) قرار گرفتند. پس از اتمام دوره درمان، تومور یکی از آنها کاملا ناپدید شد، اما بیمار دوم مجبور شد تومور را جراحی کند. جراح او گزارش می دهد که اندازه تومور کاملا کوچک شده بود و تا حد بسیار زیادی هم تحلیل رفته بود.
از این یافته ها به این نتیجه می رسیم که وقتی اندامهایمان بصورت هماهنگ آواز می خوانند ما سلامت هستیم و وقتی که آنها خارج از تنظیمشان آواز می خوانند ما احساس بیماری می کنیم.
و این داستان شگفتانگیزتر میشود اگر بدانیم که تمام سلولهای بدن یک موجود زنده، دارای یک نوع DNA منحصر به فرد هستند و DNA هر موجود (با وجود زبان و ساختار مشترک)، با DNA دیگری متفاوت است و این بدین معناست که در هر موجود زنده آهنگی ویژه نوشته شده است و در تمام هستی، همه مشغول نواختن آهنگی منحصربهفرد هستند. تصور کنید چگونه «100 تریلیون سلول در بدن هر انسان در حال خواندن آوازی یگانه هستند و شاید این آواز، هم آوا با آواز کهکشان پرسیوس باشد! چرا که نه؟ موسیقیدان و رهبر ارکستری که نتها را در آغاز آفرینش نوشته است یکی بوده و یکی هست.
نکات جالب توجه دیگری نیز در این تحقیقات و یافتهها وجود دارد. هر چه موجود از نظر تکاملی (تکامل در زیستشناسی) پیشرفتهتر بوده، موسیقی DNA آن نیز پیچیدهتر شده است. یک جاندار تک سلولی با داشتن DNA کمتر و پروتئینهای محدودتر، موسیقی سادهتری ایجاد میکند. در حالیکه در انسان، هر ژن (و پروتئین مربوط به آن) خود، آهنگی پیچیده میسازند و بدین سان، هر انسان تبدیل به کنسرت باشکوهی میشود، در حالیکه خود در کنسرت آفرینش یک آهنگ است.
و راستی در کنسرت بزرگ جهان ما آهنگ را چقدر همآهنگ مینوازیم؟ آیا، هم آواز با هستی و خیره به دستان رهبر ارکستر مینوزایم؟ آیا با هر حرکت آرام او، آرام و با هر اشاره سریع، تند میزنیم؟ شاید هم ساز خودمان را میزنیم؟
ترجمه: فروغ بصیرت
تدوین و تالیف: سارا یوسف پور
سایت هایی که می توانید در آنها اطلاعات بیشتری در مورد این موضوع پیدا کنید و به موسیقی دی ان ای گلبولهای قرمز و بعضی دیگر از انواع سلول ها گوش دهید:
http://www.yourdnas ong.com/music_ samples.html
www.oursoundunivers e.com
www.dnamusic. com
www.nsliy-genetics. org/dnamusic
پانویس ها (Footnotes) :
1-مقاله آوای علم، روزنامه گلدن برید، دسامبر 2003
2- David dimmer
3- Susan Alexander
4- Susumu Ohno
5- روش آزمایش به این صورت بود که ارتعاشات با استفاده از اسپکترومتر مادون قرمز اندازه گیری می شوند. با قرار دادن هر بخش از DNA در مقابل اشعه مادون قرمز و اندازه گیری طول موج اشعه جذب شده، این کار انجام شد و سپس نسبتهای فرکانس نوری به فرکانس صوتی تبدیل شد.
| لینک |

