Add Me! - Search Engine Optimization
   کارگاه موسیقی   

 

 

آکورد ترانه

عاشقی کن ( دلنوازان )

با صدای علی لهراسبی

ترانه سرا : عبدالجبار کاکائی

ملودی : محسن یگانه

تنظیم : بهروز صفاریان

گام : سی مینور

 

حال من    دست خودم      نیست

Bm       F#m      Bm

دیگه    آروم    نمی گیرم

Bm    Am+ Gm    Am

دلم از کسی      گرفته

  Bm          C#dim

 

که می خوام براش       بمیرم

  Am         Em    

 

باز     سرنوشت و     انتهای      آشنایی

F#m      Gm           Bm          Bm

                                               بـاز لحظه های        غـــم انـگــیـز         جدایی

           Bm   Cm + C#dim + Dm    Em    Em   

                                                بــــاز     لحظه های    ناگزیر    دل بریدن

          F#m        Em           Gm        Bm 

                                                 بـــازم    آخر راه و     حس تلخ           نرسیدن

              Bm        Cm    C#dim        Em    Em      

 

پای دنیای تو موندم

Gm     Am

مث عاشقای عالم

F#m   Gm 

تا منو ببخشی آخر

Gm   F#m

تا دلت بسوزه کم کم

Bm   C#m

 

مث آینه     روبرومه

Bm   Am

 

حس با تو بودن من

Bm   Am

دارم از دست تو می رم

Bm   Em

عاشقی کن منو نشکن

Bm    C#m

 

 

 

لینک
   نقد موسیقی   

 

همه ی سال بی تو یک روزه...

نقد و بررسی آلبوم 14

با صدای علی لهراسبی

 

علی لهراسبی از چهره های محبوب و دوست داشتنی در موسیقی پاپ ایران است. جنس صدای خاص او همیشه یادآور نوستالژی های عاشقانه است. یکی از علل محبوبیت علی لهراسبی، کم حاشیه بودن اوست. کمااینکه در همین آلبوم 14 نیز با آرامش کار خود را پیش برد و دقیقا در زمان گفته شده آلبوم خود را  به بازار عرضه کرد. او که پیش از این آلبوم دریایی ها و مثلث را درکارنامه هنری خود دارد، این بار با تیم نسبتا جدیدتری همکاری داشته است. البته تیم او همکاران ثابتی مثل محمدرضا چراغعلی و بهروز صفاریان نیز دارد که محمد رضا چراغعلی در آلبوم دریایی ها و بهروز صفاریان در آلبوم مثلث او حضور داشته اند که این نوعی قدرشناسی از آنها نیز می تواند باشد. همکاران جدید او البته این بار کم نیستند :عبدالجبار کاکائی، مهدی یراحی، مونا برزویی، رضا صادقی، محسن یگانه، آرش قنادی و شهاب اکبری.

بعد از آلبوم مثلث، سه قطعه ی این آلبوم ( 14 ) بود که برایش سابقه شنیداری وجود داشت؛ یکی قطعه کوه با ترانه مونا برزویی و موسیقی مهدی یراحی بود و دومی هم همین تیتراژ جدید سریال دلنوازان که با ترانه عبدالجبارکاکائی و موسیقی بهروز صفاریان از تلویزیون پخش شد و آخری هم قطعه تنها نرو ( تیتراژ برنامه هویت ) که باشکل و شمایلی جدید و بصورت ریمیکس تنظیم شده است. حال به بررسی قطعات این آلبوم می پردازیم:

 

·          دلنوازان

قطعه با نوای دل انگیز سنتور و هنرنمایی میثم مروستی آغاز می شود. استایل کلی قطعه همان قطعه ی بیراهه ها در آلبوم مثلث است. قطعه از نقطه ی اوجِ کار آغاز می شود: حال من دست خودم نیست... گیتار باس در این قطعه خیلی شاخص است. در قسمت دوم که خواننده می خواند: باز... لحظه های ناگزیر دل بریدن...  صدای استرینگ و کر زن جلوه خاصی به قطعه داده است. آکوردها را بجای گیتار کلاسیک این بار گیتار الکتریک می نوازد نشان از خلاقیت تنظیم کننده دارد. در اواسط قطعه جایی که خواننده می خواند: لحظه های غم انگیز جدایی، تنظیم کننده بخوبی با تاکید در ریتم و ضد ضرب هایی که استفاده کرده حس و حال ترانه را بخوبی به شنونده منتقل می کند. جنس صدای پاساژ ها نیز بسیار جدید و زیباست. حضور سنتور نیز در لابلای جملات خواننده، این قطعه را به قطعه ای کاملا ایرانی تبدیل کرده است. البته منظور من از ایرانی، سنتی نیست. همیشه آهنگسازان و تنظیم کنندگان ما سعی در الگو برداری از نمونه های ترکیه ای، عربی، اسپانیولی یا اخیرا یونانی داشته اند که به نظر من این کار لطمه بزرگی به موسیقی پاپ ما وارد می کند و مانع بروز خلاقیتِ تنظیم کنندگان و آهنگسازان ایرانی می گردد. ولی در این قطعه کاملا رنگ و بوی ایرانی حس می شود که باید به تنظیم کننده این اثر ( بهروز صفاریان ) تبریک گفت. در انتها نیز که خواننده می خواند : بازم انتظار و حس تلخ نرسیدن.. موسیقی کاملا تمام شده و خواننده به تنهایی قطعه را تمام می کند که باز هم نشان از دقت تنظیم کننده در انتقال مفهوم و فهوای ترانه است. ترانه ی عبدالجبارکاکائی نیز مثل همیشه از نقاط قوت هر قطعه ای است.

 

·          دلواپسی

این قطعه راکه قبلا  با ترانه و ملودی و حتی صدای محسن یگانه شنیده بودیم. بهر تقدیر و بدور از حاشیه، این بار با تنظیم جدید بهروز صفاریان و صدای علی لهراسبی حس و حال دیگری را تجربه کردیم. قطعه ابتدا با فضاسازی تعلیقی آغاز می شود. یک جمله ی کوتاه گیتار اوتور ابتدای قطعه است و خواننده شروع به خواندن می کند: نعره های بی امونم...  در ادامه حضور گروه کر نیز خالی از لطف نیست. در قسمت دوم که خواننده با ریتم شروع به خواندن می کند، قطعه شکل اصلی خود را یافته و به کار خود ادامه می دهد. ملودی های گیتار در این قطعه مرا به یاد قطعات  Enrique Eglesias  می اندازد. چرا که این قطعه با قسمت بعدی که خواننده می خواند: اینهمه راهو نمیشه با غریبه ها سفر کرد... اصلا همخوانی ندارد. در ادامه دوباره ترجیع بند قطعه را می شنویم: اینهمه پیغوم و پسغوم... و باز هم همین نکته ی گیتار در اشل کوچکتری تکرار می شود. البته دینامیسم قطعه بخوبی رعایت و اجرا شده است و قطعه فراز و فرود های جذابی دارد. در انتها نیز با اشاره به همان فضای تعلیقیِ اورتور قطعه به پایان می رسد.

 

·          سزامه

صدای کُر و آرپژ گیتار آغاز کننده قطعه هستند. در ادامه گیتار جمله ملودیک خود را با همراهی ریتم می نوازد. سپس خواننده می خواند: این گریه نیست..  این سهمم از درده... ملودی این قسمت روندی بالارونده دارد تا آنجا که باید به قسمت ترجیع بند برسد : سزامه.. این تنهایی سزامه... بعداز ترجیع بند زیبایی که می شنویم، ملودی زیبای گیتار که تعمیم داده شده ی همین ملودیِ ترجیع بند است را می شنویم و دوباره الگوی تنظیم از ابتدا آغاز می شود؛ این گریه نیست...  این سهمم از درده...

در واقع فرمِ  : اورتور+ خواننده+ خواننده ( ترجیع بند ) + ملودی. دوبار در طول قطعه تکرار می شود.

 

·          اتاق سوت و کور

قطعه از ابتدا با ریتم پر حرکت و ملودی گیتار الکتریک آغاز می شود و خیلی زود هم فرو می نشیند تا خواننده شروع به خواندن کند:  منم و دل شکسته م... که داره می میره اینجا... در ادامه عناصر ریتمیک به تدریج به قطعه اضافه می شود تا ترجیع بند که می خواند: اتاق سوت و کور من از تو و ... اینجا ریتم را در کاملترین شکل خود می شنویم. در ادامه گیتار الکتریک ملودی می نوازد. مجددا ریتم فرو می نشیند تا خواننده آغاز کند. در قسمتی که می خواند: منم و سکوت سردی.. خواننده روی ریتم نمی خواند همین باعث شده  قسمت بعدی که : باتوام بی خبر از من.. هست را با عجله آغاز کند چرا که در قسمت قبلی بدلیل تحریر ها و ظرایفی که در صدای خواننده هست، تاخیری بوجود آمده که  خواندنِ قسمت بعد را کمی شتابزده نشان می دهد.

 

·          عذاب دوست داشتن

قطعه با اورتور کوتاه ولی بسیار زیبایی از استرینگ و کُر و زخمه هایی از نوای گیتار آغاز می شود. در ادامه بهروز صفاریان شروع به خواندن می کند: بمون ولی بخاطر غرور خسته ام برو...  استرینگ و گیتار همراه خواننده هستند. موسیقی حال و هوایی عاشقانه دارد. ساز بندی و تمِ قطعه کاملا با هم همخوانی دارند. قسمت دوم با صدای علی لهراسبی خوانده می شود: تو را نفس کشیدم و... ملودی هایی که زیر صدای خواننده برای ویلون ها نوشته شده است بسیار زیباست. همچنین فواصل متنوعی که می شنویم حس خوبی از قطعه می دهد که در ادامه همین ویلون ها به اورتور ابتدایی وصل می شود. در ادامه بهروز صفاریان فضای خوبی را برای علی لهراسبی آماده می کند تا  اوج قطعه را بخوبی به شنونده منتقل کند. آنجا که می خواند : ببین چه سرد و بی صدام ... در این قسمت همراهی کُر نیز نقطه اوج دراماتیک قطعه را به شنونده یادآور می شود. مجددا اورتور قطعه را می شنویم. به نظر می رسد که شکل روایی ترانه کمی احساس طولانی شدن به شنونده می دهد. چراکه دیگر هرچه می شنویم تکرار همان قطعاتی است که شنیده ایم با این تفاوت که این بار نقطه اوج را بجای علی لهراسبی، بهروز صفاریان می خواند. با اینحال این قطعه به نظر من از قطعات شاخص این آلبوم است.

 

·          چشامو بستم

این قطعه همانطور که در توضیحات آن نوشته شده برگرفته از ملودی یونانی با صدای ( Despina Vandi  ) است. در سازبندی و تنظیم هم سعی شده که قطعه دقیقا مشابه با قطعۀ  مرجع  پیش برود. ترانه ی محسن یگانه  هم بخوبی روی کار نشسته است. ولی از علی لهراسبی و بهروز صفاریان انتظار می رفت که بجای کاور کردن، قطعه ی جدیدی خلق می نمودند که  البته این نظر شخصی من است. به نظر من اگر این قطعه در آلبوم نبود بهتر بود.

 

·          غافل

قطعه با آرپجیاتور  پرحرکتی آغاز می شود که در ادامه صداها به آن اضافه می شوند. اصوات الکترونیک و Fx ها  تعلیق خوبی در قطعه ایجاد کرده است. همه چیز بصورت پله ای پیش می رود تا ترجیع بند که نقطه اوج کار چه به لحاظ حجم ارکستر و چه به لحاظ ترانه و ملودی است. شهاب اکبری منطقِ تنظیم را بخوبی رعایت کرده است. ولی در ادامه ی ترجیع بند نیاز به ملودیِ جانانه تری نسبت به این چیزی که بعنوان ملودی می شنویم داشت. باسِ سه قسمتی در ترجیع بند نیز بخوبی با ریتم در هم پیچیده شده است. کمی به ملودی نیز اشکال وارد است چراکه در قسمت های بجز ترجیع بند احساس وارفتگی می شود و ملودی، آن کشش لازم را برای شنیدنِ ادامه کار ایجاد نمی کند.

 

·          بعد از رفتنت

سنتور آغازگر  اورتور قطعه است که با همراهی استرینگ و باس و پیانو  ادامه پیدا می کند. در انتهای اوتور، گیتار الکتریک  مسوولیت ادامه قطعه را به عهده می گیرد و این کُنتراست زیبایی که از سنتور به گیتار الکتریک ادامه پیدا کرد جزو نکاتی است که بخاطر آن باید به بهروز صفاریان تبریک گفت. بعد از اورتور، خواننده می خواند: بعد رفتنت عزیزم... در قسمت : بس که تنهایی کشیدم... کاملا حس غریبانه ی ترانه را با صدای Power Chord  به تصویر می کشد. در ادامه نیز  با همان ملودی، قسمت بعدیِ ترانه خوانده می شود.  در این قطعه ( بدلیل نظارت بهروز صفاریان) خواننده بسیار خوش حس تر از قطعه ی قبل می خواند و در ادای تمام کلمات، حس خود را پیاده می کند. این نکته در قسمت : روی برگه های شعرم، خالی کردم ( عقده ها ) مو... کاملا به چشم می آید. در ادامه ترجیع بند را با همراهی گیتار الکتریک می شنویم که بشکل باشکوهی اجرا می شود و بسیار زیبا نیز فرود می آید تا خواننده شروع به خواندن کند: مثل دیگرون نبودم... سر راهتو نبستم... بعد از خواندن این بیت، ویلون ها بشکلی کاملا زیبا خودنمایی می کنند.  در ادامه مجددا ترجیع بند را می شنویم که با ابیات جدیدتری اجرا می شود. غرش های گاه و بیگاه گیتار الکتریک نیز فضای زیبای به قطعه داده است. این قطعه نیز جزو قطعات شاخص این آلبوم است.

 

·          اقـرار

این قطعه که کاری است از  امیر و آرش قنادی ( گروه سِوِن ) که بسیار هم شبیه به کارهای اجرا شده ی خودشان می باشد. از نکات شاخص این قطعه می توان به نوازندگی گیتار اشاره کرد که بسیار شیرین و دلچسب اجرا می شود. نکته ی بعدی در تنظیم است که باتاکیدهای زیادی همراه است. این نکته ای فراموش شده برای بعضی از تنظیم کنندگان است که روی یک ریتم تا آخر،  کار خود را ادامه می دهند.

 

·          کــوه

این قطعه ی زیبا که تیتراژ سریالِ دیدار می باشد که سال گذشته از تلویزیون پخش شد. ترانه ی زیبای این قطعه را مونا برزویی و ملودی و تنظیم  آن توسط مهدی یراحی انجام شده است. البته این قطعه با آن چیزی که در تلویزیون شنیدیم تفاوتهایی دارد. قطعه با ملودی گیتار آغاز می شود. خواننده شروع به خواندن می کند: من این پائین نشستم سرد و بی روح... در ادامه ریتم به قطعه اضافه می شود. قطعه کاملا روان به سیر صعودی خود ادامه می دهد. تا قسمتی که خواننده می خواند: خودم گفتم که تلخه روزگارت... ما این قسمت را کلا در تیتراژ سریال دیدار نمی شنیدیم که اتفاقا به نظرمن بهترین قسمتِ ترانه، مورد ممیزیِ دوستان صداو سیما واقع شده است! بعد از این اوج، قطعه فرود می آید، جایی که خواننده می خواند : منم اون که تو رو داده به مهتاب... که فقط با همراهی گیتار و صدای پیانوی الکتریک ادامه دارد تا آنجائیکه خواننده می خواند: می خوام یادم بره، دست خودم نیست... که موسیقی روی کلمه ی ( می خوام ) بسیار زیبا با این قسمت از ترانه همراهی کرده و حسِ ترانه را فریاد می زند. این قطعه نیز جزو قطعات شاخص این آلبوم است.

 

·          مرگِ برگ

این قطعه شروعی پر تحرک دارد که از ابتدا با پاساژ درام آغاز شده و ملودی گیتار الکتریک نواخته می شود. که در ادامه ملودی به ویلون تحویل می شود که اورتور را به پایان برساند. شروعِ قسمت خواننده مثل اکثر ملودی های رضا صادقی از پائین ترین جایی که ممکن است آغاز می شود: از نبودنت می ترسم... در ادامه ریتم به قطعه اضافه می شود و گیتار الکتریک و ویلون در لابلای جملات خواننده همراهی می کنند. ترجیع بندِ قطعه، تنها تفاوتی که با قسمت قبل دارد حضور آکورد گیتار الکتریک است و گهگاهی جملاتی از ویلون. و در ادامه مجددا به اوتور بر می گردیم. بعد از پایان اورتور، قسمت جدید و زیبایی می شنویم:  شیطنت های نگاهت وقتی میشه آینه ی دق... و تاکید روی کلمه ی "آینه ی دق" حس خوبی از ملودی می دهد. بعد از این قسمت نیز در انتها مجددا ترجیع بند را می شنویم که گیتار الکتریک روی آن همراهی می کند. در پایان ترجیع بند، ملودی ویلون را می شنویم که با فضای مبهمی که ایجاد شده، حس نوستالژیک بیشتری به قطعه می دهد.

 

·          تنها نرو ( ریمیکس )

این قطعه که تیتراژ برنامه تلویزیونی هویت بود که مدتی پیش پخش شده بود. نسخه اصلی این قطعه، ملایم و کند بود که در ریمیکس، این پارامترها و بعضی دیگر از المانهای موسیقی مورد تغییر قرار گرفته است. ممکن است این سوال پیش بیاید که اصولا ریمیکس چیست؟ و چه کاربردی دارد؟ اصولا ریمیکس تکنیک یا شاید هنری است قیاسی. چرا که می بایست نسخه ای از یک آهنگ وجود داشته باشد تا بتوان با اتکای به آن نسخه جدیدی از همان آهنگ تولید کرد. در ریمیکس، ریمیکسر با تغییراتی که در اکولایز، دینامیک، سرعت و تنالیته و سازبندیِ قطعه ایجاد میکند، می تواند ریمیکس را تولید کند. ریمیکس ها عموما به دو صورت Radio Edit و Club Version وجود دارند. البته ریمیکس منحصر به موسیقی نیست و در ادبیات و هنرهای نمایشی هم همین کارکرد را دارد. برای کسانی علاقه به کسب اطلاعات بیشتری در این زمینه هستند توصیه می کنم به این لینک مراجعه کنند: http://en.wikipedia.org/wiki/Remix

قطعه با تکرار نتی توسط ترومپت الکترونیکی شروع می شود. خواننده آغاز می کند : تنها نرو... همزمان ریتم و گیتار (wah  ) نیز بشکل مدرنی همراهی می کنند. تمپوی قطعه بسیار بالاتر از قطعه اصلی است. ملودی ابتدایی یک بار دیگر با ابیاتی جدیدتر خوانده می شود و سپس قطعه شکل تکاملی خود را  می یابد.  Kick  و Snare و باس و آرپژهای بخوبی در هم پیچیده شده اند. ملودی ترجیع بند، ملودی بالارونده وسختی است ولی خواننده بخوبی آن را اجرا کرده است : من حال این روزاتو می دونم... و مجددا تکرار ترجیع بند که در قطعه اصلی، ترجیع بند بسیار آرام و ملایم اجرا شده بود. ملودی های بین کلامِ خواننده نیز با صداهای الکترونیک اجرا شده اند که در قطعه اصلی همه ملودی ها را گیتار کلاسیک می نوازد. در کل  این ریمیکس، قطعه ی بروز تر و متنوع تری از قبل شده است و در واقع رسالت اصلی خود را انجام داده است.

 

·          انتظار

این قطعه که به امام زمان تقدیم شده است، محصول همکاری مجدد علی لهراسبی و محمد رضا چراغعلی است. این دو قبل از این  قطعه ی "عطر بارون"  را در همین موضوع ساخته بودند که جزو آثار فاخر و شاخص مذهبی بشمار می رود.

قطعه با با همنوازی پیانو و استرینگ و هورن شروعی کاملا ارکسترال دارد. در ادامه ملودی اصلی به ساز کلارینت تحویل می شود. در اواسط جملات کلارینت، همراهی ارکستر و تیمپانی جلوه ی زیبایی به اورتور داده است. ملودی خواننده بسیار زیباست، بخصوص که دقت زیادی روی ادای حس و حال کلمات شده است که در قسمت : من از این انتظار ( می میرم )  در قسمت بعدی همین ملودی با ابیات جدیدتری خوانده می شود : همه ی سال بی تو یک روزه... ضرباهنگ های قوی و تاکید های مناسب باعث شده که قطعه ی جذابی را بشنویم. مجددا اورتور ابتدایی کلارینت را می شنویم و سپس خواننده می خواند: مث پروانه ای که تو پیله س... در اینجا حجم ارکستر کمتر است تا قسمتی که می شنویم: دیگه کی حال ما رو می دونه؟... موسیقی باز اوج می گیرد. مجددا چند تاکید و ضرباهنگ قوی بهمراه آرپژهای ویلون در قسمت : من، من دارم از تب تو می سوزم.... و مجددا در قسمت : دل دریا رو آب کن... موسیقی فرودی کوتاه دارد و دوباره اوج می گیرد. در این قطعه نکته ی شاخص، خوانندگیِ علی لهراسبی است که این قطعه را با حس و حالی کاملا متفاوت از دیگر قطعات خوانده است. البته نباید از نوازندگی بی نقصِ بابک یوسفی هم گذشت. تحریر های ملودیک و اشاره به تاکید های موسیقی در خوانشِ قطعه از نکات بارز اجرای علی لهراسبی است که باید به وی تبریک گفت.

 

به باور من، ترانه های دلنوازان، عذاب دوست داشتن، کــوه، بعد از رفتنت و انتظار، از بقیه ی قطعات قوی تر بودند. درپایان نیز باید به علی لهراسبی تبریک گفت که در میان سر و صداهایی که به اسم موسیقی تولید می شود، هنوز به ترانگی  در کنار تکنیک و نکات فنی وفادار مانده است. امیدواریم که علی لهراسبی را در آلبوم بعدی اش بهتر و قوی تر بشنویم.

 

 

لینک
   داستان موسیقی   

 

هدیه یک آهنگر به هندل

از صدای ضربه های چکش بر روی سندان تا طنین گوشنواز شصتی های هارپسیکورد فاصله بسیار زیاد و تفاوت چشمگیر است ولی گئورگ فردریک هندل آهنگساز آلمانی مقیم انگلیس، این فاصله را بدون هیچ دشواری نادیده انگاشت. هندل با آنکه مردی تنومند و گوشتالود به نظر می رسید چون یک بز کوهی چالاک می شد، آن هم زمانی که پای موسیقی به میان می آامد.

او از سالها پیش مقیم انگلیس شده بود و در همین سرزمین فرصتی پیش آمد تا قطعه " آهنگر خوش اهنگ" را پدید آورد. بر مبنای این اصل که "وقتی در انگلیس هستی مثل انگلیسیان رفتار کن"  هندل هم یک روز برای راهپیمایی طولانی عازم خارج از شهر شد. درست زمانی که  به روستای کوچک " اج ور " رسید طوفان و رگبار شدیدی آغاز شد و هندل شتابزده در زیر نزدیکترین سقف پناه گرفت. این نزدیکترین سقف اتفاقا دکان آهنگری ده بود. آهنگر که نمی دانست شخص پناه آورده یک  آهنگساز عالیقدر است به عنوان خوشامد  فقط سری فرود آورد و باز به کار خود مشغول شد. در همان حال که با چکش بر روی سندان می کوفت و آهن تفته را شکل می داد آوازی هم می خواند و بازوان ستبر و ورزیده اش به  صدای منظم و ریتم آوازش هر بار با چکش ضربه ای بر سندان فرود می آورد. در نغمه ای که بدان ترتیب پدید می آمد و ریتم منظم و خوش صدایی داشت، هندل را بسی خوش آمد و با همه علاقه بدان گوش فرا داد. وقتی طوفان فرونشست و هوا صاف شد، هندل از آهنگر میزبان خود که با خوشرویی به او پناه داده بود تشکر کرد و بدون هیچ گونه معطلی به خانه اش در لندن بازگشت. وقتی  هم به آنجا رسید بدون آنکه لباس های خیس خود را از تن در اورد پشت میز کارش نشست و  نغمه ای را که از کار آهنگر شنیده بود در دفتری یادداشت کرد. آنگاه با فراغت خاطر و در فرصت مناسب براساس آن نغمه و بر روی هارپسیکورد شروع به بدیهه نوازی واریاسیون های مختلف کرد و از میان آنچه پدید می آورد نت هر کدام را خوش آیند تر می یافت در دفترچه اش می نگاشت. هندل هیچ گاه از سر مشق گرفتن و وام ستاندن نغمه هایی که از دیگران و در پیرامون خود می شنید ابایی نداشت و از هر چه به نظرش گوشنواز و مقبول می آمد برای غنی ساختن آثار خویش بهر ه می جست. در مورد بهره گیری از نغمه آهنگر نیز هندل نصیب خوبی یافت. هندل آن نغمه حاصل از راه پیمایی در روستا و درنگ در دکان آهنگری را که با واریاسیون های مناسبی همراه ساخته بود  " آهنگر خوش آهنگ " نام نهاد و همین قطعه در میان آثار کوچکتر هندل یکی از زیباترین دستاوردها بشمار می رود.

 

منبع: قصه های کوچک از احوال موسیقی دانان بزرگ

نوشته : هلن کافمن

 

 

لینک
   تاریخ موسیقی   

 

 

تئوری موسیقی چه وقت، کجا و چگونه به وجود آمد؟ ( قسمت اول)

 

تئوری موسیقی به عنوان علم صوتی (Acoustic) همگام با تعریف فاصله ها یا فاصله میان اصوات زیر و بم بر اساس " نسبت اعداد صحیح" یا اعداد شمارشی – که بطور سنتی ابداع آن را به فیثاغورث در قرن ششم قبل از میلاد مسیح نسبت می دهند- پا به عرصه وجود گذاشت. تا قرن شانزدهم قبل از میـلاد- یعنی زمانی که  " ویـن چـن زُ گـالیـله " – (Vincenzo Galilei ) پدر " گالیله – مـوسیقـی دان معـروف "- در صدد بر آمد که بعضی از  تجربیات منتسب به فیثاغورث را آزمایش کند، کسی متوجه نشد که این تجربیات بی اسـاس بوده یا نتایج اشتباه داشته است. امـروزه که به برکت مطالعات باستان شناختی ( Archaeological ) و زبان شناختـی، آگـاهی و دانشِ ما درباره فرهنگ های کهن تر از فـرهنـگ  یـونـان به صورت چشمگیری فـزونی یافته؛ سبب می شود تا ابداعات خسته کننده ی فیثاغورث را کنار گذاشته و به نقل داستانی باور پذیرتر که قهرمانانی ناشناخته دارد و حوادث آن در میان مللِ دیگر روی داده است بپردازیم. این داستان در " بین النهرین" به وقوع می پیوندد؛ به این ترتیب که درحداقل هزارسال و شاید دو هزار سال قبل – پیش از آنکه " خردمندان یونانی" از میان اسطوره های خود  به تکوین آنچه که امروزه علم نامیده می شود، بپردازند- "تئوری سیستم فیثاغورثی" در ریاضیات و اسطوره شناسی در بین النهرین شناخته شده بود.

آن چه در بین النهرین باستان بسیار شگفت آور است در هم ذوب شدن همه جانبه ای است که امروزه آن را به صورت چند موضوع مختلف : موسیقی ، ریاضیات، هنر، مذهب و فانتزی شاعرانه تفکیک می کنیم. به این ذوب شدگی و در هم تنیدگی کسی جز " افلاطون" که وارث آن بود توجهی نکرد. اظهار نظر "سقراط" درباره ی  اصول کلی تحقیقات علـمی در کتـاب هفتم "جمـهـوریِ افـلاطـون" به همراه تمثیل هـای هـارمـونیـک

( Harmonical  Allegories) که دقیقا در کتاب های هشتم و نهم ادامه می یابد، منظور نویسنده را از این درهم تنیدگی روشن می کند. موسیقی در " هند ، مصر و چین باستان " اهمیتی مانند اهمیت موسیقی در بین النهرین و  یونان داشت. این فرهنگ ها  همه دارای تصورات اسطوره ای مشابهی بودند به طوری که تاکیدشان بر عددی یکسان بود. این اعداد برای تعیین فاصله های موسیقایی نقشی برجسته دارند و به همین دلیل شک را بوجود می آورند که کدام یک از ملت ها : تئوری آکوستیک ( Acoustic theory ) را ابداع کرده اند.

برای نمونه در هر فرهنگی که ساز " چنگ " (Harp ) را – همانطور که در مصر و بین النهرین می شناسند- مورد استفاده قرار می دهند، تنوع طول سیم ها و صرفه جویی در مواد، سازندگان آن را وا می دارد که به خاطر دوام آن، به " همبستگی میان طول سیم و زیر و بمی " (Pitch) حاصل از آن دقت بیشتری مبذول دارند، چون ساختن سیم ها نیازمند وقت و زحمت فراوان است. به همین ترتیب وقتی در کشور چین در " پنجاه هزار سال قبل از میلاد " روی استخوان پای پرندگان به منظور ایجاد " صداهای گام" (Scale) سوراخ های صوتی تعبیه شد و به عنوان " فلوت های مضاعف(Paired Flutes )  در مراسم خاکسپاری آئینی مورد استفاده قرار می گرفت، لزوم استفاده از مواد و مصالح مناسب، سازندگان این ساز را واداشت تا در مورد طول آن نهایت دقت را بکار برند.

به نظر می رسد که در واقع، این صنعتگران و متخصصان دل سوخته بودند که در اعصار و مکان های مختلف، بیش از و پیش از فلاسفه، به نیست های اساسی سازندگی دست یافته و آن ها را کشف کرده اند. آنچه که قطعی به نظر می رسد این است که دسترسی به این نسبت ها در " هزاره چهارم پیش از میلاد " حتی قبل از آنکه نخستین سلسله حکومت در مصر ایجاد شود یا پای یونانیان به سواحل مدیترانه برسد، میسر گردید.

 

منبع: دانستنی های علمی موسیقی

نویسنده و  مولف : مصطفی کمال پور تراب

 

 

لینک
   کارگاه موسیقی   

 

 

 

آکورد ترانه دلم گرفته با صدای سیروان خسروی

از آلبوم ساعت 9

ترانه سرا: زانیار خسروی

موسیقی و تنظیم : سیروان خسروی

گیتار الکتریک : کاوه یغمایی

 

نمی دونم چی باید بخونم

Am+F

اشکا پائین میاد رو گونه م

Am+F

شاید سرنوشت ما همین بود

Dm7+Am

بی تو تنها بمونم

G+G

یه نگاه گرم و عاشقانه

C+F

من و تو تو اون هوای برفی

C+Dm7

گذر ثانیه های آخر

G+Dm7

یه سکوت؛ نه صحبتی نه حرفی

F7+G+Am

دلم گرفته...

G+F7

بازم یاد روزای گذشته دارم می افتم

Dm7+Am

دوست دارم هایی که من به تو می گفتم

Am

دلم گرفته...

G+F7

دیگه نمی تونم من اینجا آروم بشینم

Dm7+Am

تویی برام عزیزترینم

Am

صدای عقربه های ساعت

Am+F7

می گه فرصتی باقی نمونده

Am+F7

شاید باز آخره تو رو می بینم

G+G

کسی سرنوشتشو نخونده

F+Am

وقتی که گفتی خدانگهدار

Am7+F7

تو رو با یه لبخند جا گذاشتم

Am7+Em7

اما تو نبودی تا ببینی

G+Dm7

غیر گریه چیزی نداشتم

F7+G+Am

دلم گرفته...

G+F7

بازم یاد روزای گذشته دارم می افتم

Dm7+Am

دوست دارم هایی که من به تو می گفتم

Am

دلم گرفته...

G+F7

دیگه نمی تونم من اینجا آروم بشینم

Dm7+Am

تویی برام عزیزترینم

Am

 

لازم بذکر است که گام اصلی این قطعه در فا دیز مینور است که بخاطر سهولت در نوازندگی هنرجویان به گام لامینور منتقل شده است.

 

 

 

 

لینک
   نقد موسیقی   

 

 

 

ساعت 9

منظره ای  متفاوت از پنجره  موسیقی

 

این روز ها بعضی آهنگ ها خیلی گل می کنند و اصطلاحا " می گیرند " وقتی این آهنگ ها را بررسی می کنیم یک نقطه مشترک بین همه آنها وجود دارد و آن چیزی نیست جز موسیقی " سیروان خسروی "

بعد از ظهور سیروان خسروی و گل کردن آهنگ هایی که ساخته بود، تنظیم کننده ها و آهنگسازان زیادی بودند که  سعی کردند نمونه ای مشابه از سبک تنظیم او  تولید کنند. اما نکته ای که اینجا همیشه مهجور می ماند اینست که هر هنرمندی نگاه  و زاویه ی دیدی خاص خودش دارد و در نتیجه طعم و مزه ی آثارش با دیگران متفاوت است.

به سیروان و نگاه تازه اش در موسیقی احترام می گذاریم. روشی که او در پیش گرفته، راهی جدید در موسیقی پاپ ایرانی است که از دیگر همکاران او هم انتظار می رود بتوانند با دانش و خلاقیت خود فضاهای تازه ای را در موسیقی ابداع کنند تا گوش مخاطبان را با موسیقی ها و تم های تکراری مواجه نکنند.

البته تمام این نکات راجع به تنظیم کنندگی او بود. اما سیروان خسروی درخوانندگی هم  فعالیت دارد. آلبوم اول خود را با نام خودش :Sir1 عرضه کرده بود. چندی پیش هم آلبوم جدیدی از او به بازار آمد به نام ساعت 9  که این بار قصد داریم به نقد و بررسی این آلبوم بپردازیم. این آلبوم 10 قطعه را در خود دارد که به بررسی  آنها خواهیم پرداخت.

 

·          چه حالی داره

شروع قطعه با فضای جدیدی شروع می شود که با صدای  Vocal pitch شده ملودی زیبایی را به گوش شنونده می رساند. در مجموع اورتور زیبایی می شنویم. اما وقتی خواننده شروع به خواندن می کند ملودی خواننده تناسب زیادی  با اورتور و حتی ترجیع بند ندارد. شاید بهتر بود در ساخت ملودی سکوت ها را در انتهای جملات اجراء می کرد. شاید قصد او ایجاد تنوع در موتیف بوده  که در این کار موفق نبوده است.

 

·          امروز می خوام بهت بگم

قطعه با پیانوی زیبایی شروع می شود. همزمان با خواندن خواننده، گیتار سیم فلزی نیز این دو را همراهی می کند. این قطعه ساختار محکم تری نسبت به قطعه قبل دارد. نکته ی جالب توجه، کر است که با هوشمندی سیروان، خلاقانه  در قطعه حضور دارد. سکوت ها، شروع مجددها  و سنکپ هایی که بطور مدام در این قطعه می شنویم نیز تنوع و غیر قابل پیش بینی بودن قطعه کمک فراوانی کرده است. فقط در اواسط قطعه یک جمله ملودی با صدای Lead داریم که جنس این صدا  به نظر من با کلیت قطعه تناقض دارد. شاید بهتر بود Lead ی از خانواده ی سینوسی استفاده می شد.

 

·          آره

از همان ابتدا ملودی و ریتم پر حرکتی را می شنویم. بعد از اورتوری کوتاه خواننده شروع به خواندن می کند. ملودی خواننده در این قطعه  کمی گرایش غربی خود را از دست داده است. البته در ادامه حضور گیتار الکتریک تعادل را در قطعه ایجاد می کند. یکی از دلایلی که می توان گفت این ملودی از حالت غربی دور شده، عدم حضور فواصل موسیقایی در ترجیع بند  و سایر قسمت های  وکال است.

 

·          زندگی همین امروزه...

قطعه با آرپژ گیتار الکتریک آغاز می شود. خواننده خیلی زود با آرپژ همراه شده و می خواند:  دیروز، یه سوال بی جوابه.. در ادامه ریتم با گیتار Mute  شروع می شود. بعد از پایان این جمله  با یک پاساژ ساده و زیبا  قطعه به اوج خود نزدیک می شود. و دوباره تغییر ریتم را داریم آنجاییکه خواننده می خواند: دیروز یه صدای بی احساسه...

از نکات بارز این قطعه تنوع در ریتم های استفاده شده است که البته حضور گیتار الکتریک در طرح ها و رنگ های مختلف! نیز یکی از نکاتی است که تنوع قطعه کمک کرده است.  به نظر می رسد سیروان در این قطعه با سرعت دادن به قطعه سعی داشته  که تحرک و هیجان و انگیزه را برای شنونده ی خود به ارمغان آورد با این پیام که : واقعا زندگی همین امروزه...

 

·          منو نگاه کن

این قطعه نیز از جایی مبهم آغاز می شود که شنونده را در تشخیص ریتم و میزان بندی کمی گیج می کند . اما در ادامه ملودی به وضوح شنیده می شود. بعد از اورتور خواننده با ریتم و باس شورع به خواندن می کند: منو نیگاه کن ببین چه خوشحالم... در قسمت بعد آکورد ها نیز به قطعه اضافه  می شوند. ترجیع بند قطعه  تفاوت چندانی با سایر قسمت های آهنگ ندارد. شاید بهتر بود snare های ضرب چهارم در ترجیع بند از جنس قوی تر استفاده می شد. این قطعه با اینکه 3:31 زمان دارد ولی احساس می شود که زمان زیادی دارد.

 

·          دلم گرفته

ملودی زیبایی با گیتار آغاز می شود. اورتور کوتاهی می شنویم و خواننده شروع به خواند می کند.: نمی دونم چی باید بخونم؟... جواب های خواننده که توسط گیتار الکتریک نواخته می شود بسیار روح افزاست. در اینجا جنس صدای گیتار الکتریک هم جنسی دوست داشتنی تر دارد. و دوباره ملودی ابتدای قطعه نواخته می شود. در ادامه نیز بداهه نوازی گیتار الکتریک  را می شنویم. این قطعه بسیار یکدست و روان است و حس خوبی به شنونده می دهد.

 

·          تکرار

ملودی زیبایی با تار می شنویم که در همهمه افکت ها بشکلی مبهم شنیده می شود. خواننده شروع به خواندن می کند.: خسته شدم از خواب و رویا... آرپژ زیر صدای خواننده خوش صداست و مناسب. در ادامه ریتم وارد می شود که جنس Kick , Snare  هم متناسب است و بشکل خوبی Groove شده اند.اشاره های کوتاه و مقطع به صدای تار نیز شکل مدرن تری به کار داده است. البته در ادامه این قطعه شکل ریمیکس به خود می گیرد کمی خسته کننده می شود. شاید بهتر بود زمان این قطعه نیز کوتاه تر می شد. احساس می شود که بیشتر توانایی های تنظیم کننده به  رخ کشیده شده است.

  

·          اون روزا

قطعه با ریتم  زیبایی که توسط گیتار سیم فلزی نواخته می شود، آغاز می گردد. این قطعه کمی به سبک راک نزدیک تر است. ترجیع بند قطعه نیز با Transpose  کردن ملودی اجرا می شود که در نوع خودش جالب توجه است. جملاتی که توسط کر خوانده می شو د با همراهی پیانو حس خوبی به قطعه می دهد.

 

·          ساعت 9

پیانو آغاز گر قطعه ای است که باید آنقدر خوب باشد که اسم آلبوم را به نام این آهنگ گذاشته اند. نکته ای که از ابتدا توجه شنونده را جلب می کند صدای خود خواننده است که بسیار خوش حس و با تکنیک می خواند. به تدریج ریتم به بلوغ خود می رسد و همه سازها حضور دارند. و دوباره فرود آمدن قطعه روی یک پیانو  و صدای خواننده که می خواند: دلم یه جوری شد همون نگاه بود... ملودی و ترانه زیبا و صدای خواننده همه در این قطعه یکدیگر را پشتیبانی میکنند.

 

·          تو مریضی

قطعه با آرپجیاتور و ریتم  آغاز می شود. خواننده با افکتی رادیویی شروع به خواندن می کند: تو نمی تونی تو دنیات عاشق کسی بمونی ...در ادامه  نیز به تزجیع بند می رسیم که  ملودی و تنظیم خوبی دارد. احساس می شود که در این قطعه بیشتر سعی شده با امکانات صوتی انسانی  کار شود. که به نظر من تنوع خوبی به قطعه داده است.

 

در پایان باید به سیروان خسروی تبریک گفت بخاطر سبک جدیدی که در موسیقی پاپ به واسطه ی حضور و فعالیت او  آغاز شده است. امیدوارم که با خلاقیت و هوشمندی که از او سراغ داریم  بتواند نسخه ای ایرانی تر از این سبک را عرضه کند که این سبک و نگاه  قابلیت عرضه در تمام دنیا را داشته باشد.

 

 

 

لینک
   تئوری موسیقی   

 

 

 

چگونه  موسیقی را می شنویم؟

همه ما به نوای موسیقی گوش می دهیم ولی هرکس به نسبت ذوق و ادراکش از آن متمتع می شود. مسئله گوش دادن به موسیقی و ادراک کردن آن موقعی کاملا بر ما معلوم می شود که ما اجزاء و ارکان و عناصر آن را از یکدیگر جدا سازیم. یعنی هر قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل کنیم  و تاثیر قسمت های مختلف آن را مورد مطالعه قرار دهیم. از یک لحاظ می توان گفت که ما به سه طریق به موسیقی گوش فرا می دهیم و تحت تاثیر آن قرار می گیریم. آن سه طریق عبارتند از :

1-      طریق حسی

آسانترین طریق گوش دادن به موسیقی این است که شخص فقط بخاطر تاثیری که اصوات موسیقی در او دارند به آن گوش بدهد. این طریق را طریق حسی می گوییم. و آن اینست که ما آهنگی را بشنویم بدون اینکه به نکات دقیق آن توجهی داشته باشیم. مثلا شما رادیوی خود را روشن می کنید و در همان حینی که سرگرم انجام دادن کارهای خود هستید موسیقی آن را هم می شنوید بدون اینکه فکر خود را بکار اندازید و در خلسه ای که همان اصوات موسیقی در شما ایجاد می کنند غرق می شوید.

درست است که صوت، اثر ابتدایی بسیار شدید و عمیقی در شخص دارد اما نباید گذاشت که قسمت عمده استفاده ما از موسیقی منحصر به آن باشد. محظوظ شدن از موسیقی بطریق حسی اهمیت زیادی دارد ولی بتنهایی کافی نیست و احتیاجات ذوقی و معنوی شنونده را کاملا رفع نمی سازد.

 

2-      طریق وصفی

دومین طریق گوش دادن به موسیقی طریق وصفی نام دارد. با کمی دقت  ملاحظه می شود که ما از همین ابتدا  خود را وارد بحث در اطراف دو موضوع ضد و نقیض می کنیم. مصنفان موسیقی از صحبت کردن در اطراف حالت وصفی موسیقی همیشه شرم دارند و عموما از بحث کردن راجع به آن شانه خالی می کنند.

تمام آثار موسیقی  یک حالت وصفی منحصر به خودی دارند. البته این حالت در بعضی قوی تر و در بعضی دیگر ضعیفتر است. ولی بطور کلی در تمام آثار موسیقی نغمه ها و الحان دارای معنای خاصی است که مجموع آنها فلسفه و مفهوم کلی آن قطعه می باشد. در اینجا این سوال پیش می آید که شخص باذوق و علاقمند به موسیقی تا چه حد و پایه ای می تواند یک اثر موسیقی را با یک موضوع معین و مشخص نزدیک و مشابه سازد؟ به عقیده من تشبیه کردن یک قطعه موسیقی با یک موضوع معین و معمولی نباید از حدودی که مقبول نظر مردم است تجاوز کند. موسیقی در موارد مختلف حالاتی را توصیف می کند از جمله : آرامش و صفا، نعمت و فراوانی، تاسف وتحیر، پیروزی و نصرت، خشم و شادی و ...

این حالات و هزاران حالت مختلف دیگر به رنگهای گوناگون وبا توجیهات متفاوت به توسط موسیقی وصف می شود . حقیقتی را که در هیچ یک از زبانهای جهان برای وصف کردن آن کلمه کافی نمی توان یافت.

از عقیده مصنفان و شاغلان موسیقی که بگذریم افراد عادی مخصوصا جوانان همیشه دنبال کلمات و عباراتی می گردند که  با آن تاثیر موسیقی را در خودشان تشریح و توصیف کنند. هر اثری که دارای یک مضمون ساده باشد فهمش آسانتر است ولی بتدریج مبتذل می شود. خاصیت یک شاهکار بزرگ اینست که  هر بار شما آن را می شنوید معنای تازه ای برای شما دارد و هرگز کهنه نمی شود.

 

3-      طریق موسیقی

سومین طریق گوش دادن به موسیقی طریق موسیقی است.موسیقی علاوه بر لذتی که در ترکیب الحان و اصوات به ما می دهد و علاوه بر احساساتی که در ما بر می انگیزد، از لحاظ خودِ نغمه یا صوت و طرز بکار بردن آنها نیز تاثیری دارد که در نوع گوش دادن ما به موسیقی موثر است.

وقتی یک فرد عادی با کمی توجه به یک قطعه موسیقی گوش می دهد، اغلب تالیف نغمه ها با هم، یعنی در درجه اول علاقه اش را جلب می کند و بعید نیست که از این مرحله تجاوز نکند. اگر تجاوز کرد در درجه دوم ریتم نظرش را جلب می کند مخصوصا اگر مهیج باشد. ولی به هارمونی و رنگ آمیزی  توجهی نمی کند و اگر هم توجه نکند دیگر اصلا فرم موسیقی به ذهنش خطور نخواهد کرد.

آگاه شدن به سومین طریق گوش دادن به موسیقی برای همه اهمیت فراوان دارد. نغمه و لحن در حقیقت مصالح بنای یک قطعه موسیقی است. یک فرد فاضل وباهوش باید خود را با این مواد و مصالح و طرز بکار بردن آنها آشنا سازد. هر فرد باذوقی باید لحن و ریتم و هماهنگی  را در یک قطعه موسیقی از روی فهم و شعور بشنود و از هم تمیز دهد.

نکته مهم و اساسی این است که فهم شما در موسیقی فقط با شنیدن آثار موسیقی زیاد می شود. البته کافی نیست موسیقی را فقط بشنوید. بلکه با توجه به آن گوش بدهید و سعی کنید از آن چیزی درک کنید.

 

 

منبع: چگونه از موسیقی لذت ببریم

نوشته : آرون کوپلند

 

 

 

لینک
   تئوری موسیقی   

 

تم در موسیقی

یکی از اجزاء اصلی موسیقیایی تم است که بیشتر به شکل ملودی نمایان می گردد و ساختمان و استراکچر موسیقی بر بنیان آن گذارده می شود. تم در واقع سوژه ی اصلی و به بیان دیگر سناریو و طرح اصلی داستان است که در بیان احساس موسیقی جلوه گر می شود و چون حاوی اجزاء عناصر و متشکله موضوعی می باشد لذا به مانند طرح قصه و پرورش و تنوعات و دگر گونی ها و توسعه آن که به شکلی، اوج و فرود داستان است باعث به وجود امدن و خلق یک اثر موسیقی خوب خواهد شد. هر چقدر تم و موضوع یک قصه یا موسیقی  زیباتر و پرورش یافته تر باشد، آن اثر جذابتر و گیراتر خواهد بود. تم موسیقی ایده ای است که می تواند از اتصال چند یا چندین موتیف مختلف با یکدیگر و با تکرارهای گوناگون یک موتیف در طی یک قطعه به وجود آید. عناصر متشکله یک تم ممکن است: ملودیک، هارمونیک و یا ریتمیک  و یا ترکیبی از هر سه عنصر باشد و در این حالت تشکیل جمله کوتاه و یا طولانی را بدهد. تقسیمات تمیک  Themeic) )  موسیقی نیز بر دونوع است. اگر از دو قسمت مساوی و مجزا از هم تشکیل شده باشد آن را تم دوره ای ( Periodical Theme )  و جمله ی دوره ای یا جمله پریودیک می گویند. در غیر اینصورت آن را تم عبارتی ( Satz theme ) می نامند. در یک جمله یا تم دوره ای مثل مصراع یک شعر شباهت زیادی بین دوقسمت آنها وجود دارد. برای مشخص کردن آن قسمتها از یکدیگر، قسمت اول را پیشرو (Antecedent  ) و قسمت دوم را دنباله رو ( Consequent  )   می گویند.

 

منبع : اطلاعات جامع موسیقی

تالیف : بهرام نفری

 

 

لینک
   تئوری موسیقی   

قرینه سازی در موسیقی

 

"آفرینش" به منظور بیان آرزو ها و نیازهای روحی و از قوه به فعل در آوردنِ اندیشه ها و تخیلات ذهنی هنرمند امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. هنرمندان با دارا بودن قدرت ایجاد و خلق ایده های بدیع و اختلاط و ترکیب آنها ، با استفاده از راهکارهایی که در آن ایده ها ایجاد تنوع می کند، آثاری شالیسته و بیادماندنی خلق می کنند که " یگانگی "  در میان اجزاء سازنده ی آن آثار بخوبی قابل درک است. این یگانگی که با وجود تعادل و تناسب میان اجزاء یک اثر هنری به وجود می اید و در واقع " اصول ساختاری" (Structural Principles)  به شمار می رود، در اثر " تکرار ایده ها " به صورتی متنوع خواهد بود که در موسیقی به انحاء مختلف جلوه گر می شود که عبارتند از :

 تکرار همانند (Exact Repetation )

تکرار پی آیند  (Sequence)

تکرار به صورت تقلید (Imitation)

تکرار با تغییر (By Variation )

 تکرار دارای گسترش ( Development)

 و تکرار قرینه ای( Symmetrical)

 که در شکل های مختلف یاد شده می تواند جلوه گر شده و تنوع لازم را تامین کند."تقارن" یکی از عوامل مهم در ایجاد " یگانگی" است که به شکل های گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد. در هنرهای گرافیک معمولا تصویر یک شکل را که در صفحه ی مقابلِ آن به صورتی متقابل یا وارونه منعکس شده باشد" متقارن" گویند. بعنوان مثال اگر تصویر جسمی در آینه ی مقابلِ آن یا آینه ی بالا و پائین آن دیده شود، دارای تمام خصایصِ آن جسم است با این تفاوت که جهات آن معکوس می شود.

علت وجودیِ پنج خط حامل (Stave) ویازده خط بودن " حامل عمومی "( the Great Stave  )  نیز دلیلی کاملا فنی دارد، زیرا در حاملِ پنج خطی، " خط سوم " محور تقارن است و در نتیجه خطوط اول با پنجم و دوم با چهارم تقارن دارند. این امر علاوه بر آنکه نفش مهمی در موسیقی پولیفونیک (Polophonic) دارد، خواندن نت ها را نیز به مراتب آسان تر می کند.

 

 

منبع : دانستنی های علمی موسیقی

نوشته ی : مصطفی کمال پور تراب

 

لینک
   تئوری موسیقی   

ایستایی و پویایی در موسیقی

 

همانطور که آثار ادبی و رمانها به فصلها ، بخشها و اجزاء مختلف تقسیم می شوند، فصول نیز به نوبه خود عبارات را تشکیل می دهند و عبارات نیز جمله ها و نیم جمله ها و یا جمله کوچک جمله کامل،‌ پاراگراف، بخش  و فصول تشکیل شده اند که هر کدام از این اجزاء و عناصر داستان دارای حرکت و پویایی و سرزندگی و شادابی است و یا دچار سکون و رکود و یکنواختی و حرکت سیال  می شود. به طور کلی نغمه های موسیقی نیز از دو گروه حرکت کننده ( پویا ) و ساکن ( ایستا ) تشکیل شده اند که از اختلاط و ترکیب این عناصر متحرک و ثابت به شکلی مناسب می توان قطعات زیبا و جذاب موسیقی را خلق و اجرا نمود.

 

منبع : اطلاعات جامع موسیقی

تالیف : بهرام نفری

 

 

لینک